وبلاگ فراری های دنیای واقعی

ازادیه واقعی..

از دست دادن انسانی که دوســتـــش میداشتم آزاردهنده بود....
گرچه اکنون متقاعد شده ام هیچکس کسی را از دست نمیدهد،
 
زیرا هیچکس مالِک کسی نیست....
این تجربه واقعی آزادی است...
داشتن مهمترین چیزهای عالم"بی آنکه صاحبشان باشی"...!!!
+ نوشته شده در  شنبه سوم آبان 1393ساعت 14:30  توسط فراری  | 

حرفها سه دسته اند...

حرفها سه دسته اند:

دسته اول :گفتنی ها 

دسته دوم :نوشتنی ها 

و دسته سوم :قورت دادنی ها 

دو تای اول سبکت می کنند، سومی سنگینت…

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 14:29  توسط فراری  | 

عاشقتونم...

یه قانون هست که میگه . . .

کارای یواشکی همیشه بهترین خاطرات رو میسازه!!

مثلا من یواشکی همتون رو دوس دارم ^_^

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 14:29  توسط فراری  | 

طناب دار...

حکــــم اعــدام بود ...

اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد

دادســتان گفت:

صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟

زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :

بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها.....

بدجـــور زمــینــم زدن !!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 17:57  توسط فراری  | 

هرگز

شاید بتونی آینده رو تو یه لحظه تجسم کنی  

اما 

هرگز 

نمیتونی 

گذشته رو تو یه لحظه فراموش کنی!!!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 14:29  توسط فراری  | 

تا حالا شده ...

تا حالا تنها جایی نشستی؟

بی سروصدا تو خودت اروم شکستی؟

حس خجالت بشینه رو چهرت از اینکه فکر کنی اضافه هستی؟

تا حالا شده دلت بگیره و بخوای زودتر بمیری؟

حتی واسه گریه کردن اشکی نمونه که بریزی؟

تا حالا شده چیزی ببینی که دلت بخواد کور بشی و نبینی؟

واسه پنهون کردن گریه هات زیر بارون بدون چتر بشینی؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت 10:58  توسط فراری  | 

بی اعتمادم

 

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم

که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم

زمین را از زیر پاییم بکشند…

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 17:55  توسط فراری  | 

دنیای مجــــازی

اسم های مجــازی

تصویر های مجــــازی

مشخصات مجــــازی

و در بین این همه چیزهای مجازی

تنـــها یک چیز حقیقت دارد

تنـــهایی“ من و تـــو ” …

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 17:55  توسط فراری  | 

خدایا ...

خدایا امشب خیلی دلم گرفته

 

بدتر از شب های دیگه

 

خدا جون میشه امشب منو تو بغلت بگیری؟

 

بگی آروم در گوشم: دیگه وقتشه بمیری؟

 

خداجون میگن تو خوبی

 

مثل مادرا میمونی

 

اگه راس میگن ببین عشق من کجاست؟؟

 

میدونی؟؟

 

خدا جون میشه یه کاری بکنی واسم

 

من میخوام زود بمیرم اخه

 

خدا جون سخته زنده بودن

 

ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه ی یه ساعت

 

خدا جون تنهایی ومیدونی تنهایی خیلی سخته

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 22:57  توسط فراری  | 

برنده جایزه بهترین خواهر دنیا

برنده جایزه بهترین خواهر دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 17:55  توسط فراری  | 

مطالب قدیمی‌تر